|
|
|
|
|
چندي پيش مقاله اي نوشتم در نقد ميليتانت كه اكونوميسم پاسيف مي كند كه در نهايت مواجه شدم با نامه هاي رفيق سيران و عابر سرخ ، آن چنان كه از نامه ها بر مي آمد گويي در شرايط فعلي تابو هاي انقلابي را شكسته ام ، سيل پرتاب لجن به سمت هم ديگر در كامنت هايي كه مي گذاشتند پاياني نداشت . عابر سرخ كه در بهترين حالت سوال مي پرسد و در مراحل بعد حرف بي ربط و ضرب اامثل هايي كه به كنايه مي آورد ما را ياد معلم زبان فارسي مي انداخت . معلمي بسيار توانا كه شاگرداني برتر در لجن پراكني مانند علي بي غم را پرورش داده ، شباهت نگارش انشايي علي بي غم ولي با تيز بيني بيشتر اما استفاده از تكنيك قورباغه ي استاد در نهايت نمايان گر اين واقعيت است . علي بي غم : زنده باد برابری قورباغه (جوادی) و شترمرغ (آذر ماجدی). عابر سرخ : وقتی "قورباغه" سر بالا برود آب از سر میگذرد و بوی موی جولیان میدهد. اين نوع پاسخ گويي جز به چپ سنتي ، گروهها و احزاب سكتاريست متعلق به هيچ جريان كمونيستي واقعي نمي تواند باشد كه مجبورند نقاط ضعف خود را در پشت پرده پاره كمونيسم انقلابي پنهان نمايند ولي ناقوس مرگ كمونيسم انقلابي مدتها است كه به صدا در آمده است. سري مطالب ادامه دارد... |
||
|
|
|
|
|
اتحاد سياه جمعي از دانشجويان چپ دانشگاه تهران ، هيئت تحريريه سلام دموكرات كه سر از سازمان اكثريت ، برادر زاده هاي حزب توده و طرفداران سابق كائوتسكي بيرون آوردند و گروه تروتسكيست ميليتانت كه از سوي محفل مازيار رازي حمايت مي شود دور هم گرد آمده تا اكونوميسم خود را با ضديت سوسياليسم كارگري نمايان كنند اما امروز روي سخن بيشتر با ميليتانتي ها است كه افكار سوسياليسم كارگري را رفرميستي مي نامند تا دلبستن خودشان به سوسياليسم سرمايه داري دولتي ضد امپرياليست مثل هوگو چاوز و ... و نامه نگاري ، در خواست كمك و فدايت شومشان پنهان بماند . خب مسلماً كساني كه پشت جبهه ضد امپرياليستي چاوز و احمدي نژاد مي روند بايد هم بگويند كه مذهب را عمده اش نكنيد دقيقاً كاري که تروتسكيستهاي جهان با حمايت از حزب الله و حسن نصر الله مي كنند اين رفقا متاسفانه قادر به درك اين مسئله نيستند كه اسلام عمده شده هست زيرا نظام حاكم سياسي بر شرايط سرمايه داري ايران است، نداشتن يك نقد سياسي به ين مسئله نشان از اكونوميستي بودن اين جريان است . پاسيف شدن اين جريان اكونوميستي از اينجا آشكار مي گردد كه حتي قالب رفرم اقتصادي را كميته هاي كارگري سنتي مي دانند كه حتي رهبران اين محافل كارگري اذعان بر اين نكته دارند كه ما با ين وضعيت نمي توانيم تشكل ايجاد كرده و مبارزه روزمره كارگران را به پيش ببريم چون هنوز نوع حركتشان براي ايجاد تشكل كارگري مانند چپ سنتي انقلاب 57 است كه مايل به تشكيل هسته هاي زير زميني با رشد ميكروسكوپيك و تشكيلات داري است . خود را نماينه كارگران مي دانند و قصد ايجاد تشكل كارگري از بيرون را دارند نه از داخل طبقه يعني محل زيست ، كار و دل مبارزه و به اين گونه آوانس سياسي پشت به پشت به نفع سرمايه داري رقم مي خورد . اينها به قول خودشان قصد تشكيل حزب واقعي طبقه كارگر را دارند ولي نمي دانند كه از خصوصيات يك گروه فشار سياسي هم برخوردار نيستند . سری مطالب ادامه دارد |
||
|
|
|
|
|
گرامي باد 16 آذر روز دانشجو دانشجويان در بند بايد فورا و بي قيد و شرط آزاد شوند از چند روز مانده به 16 آذر امسال، تاکنون 30 نفر از دانشجويان از طريق يورش به منازل شان و يا در خيابان و دانشگاه بازداشت و روانه زندانها شده اند. سياست تشديد سرکوب و بازداشت فعالين جنبشهاي مختلف اجتماعي، سياست تازه اي نيست و مدتهاست که تشديد اين سياستها به تنها رويکرد برخورد طبقه حاکم به جنبشهاي اجتماعي در ايران تبديل شده است. کارگران و رهبران آنان را به جرم ايجاد تشکل و برگزاري مراسم اول ماه مه بازداشت و روانه زندانها کرده اند، اعتراض آنان را به عدم پرداخت دستمزدهاي زير خط فقر، بيش از پيش با نيروي باتوم بدست و بازداشت و زندان پاسخ داده اند و جوانان دانشجو را که تمامي وجودشان مالامال از برابري خواهي و آرمانهاي انساني است به کميته هاي انضباطي کشانده و آنان را با اتهامات واهي از ادامه تحصيل محروم و روانه زندانها کرده اند و در تداوم اين سياستها، طي چند روز گذشته در تعرضي از سر استيصال و درماندگي در برابر شکوفايي روز افزون جنبش برابري خواهي در ميان دانشجويان و براي جلوگيري از برگزاري مراسم 16 آذر، هجومي گسترده را در مراکز دانشگاهي سازمان داده و 30 نفر از رهبران وفعالين برابري طلب دانشجو را در آستانه 16 آذر روانه زندانها کردند. چنين وضعيتي غير قابل تحمل است و بي ترديد اين سياستها در روند تداوم خود، موج برگشت هر چه قدرتمند و تعرضي تري را از جانب دانشجويان و کارگران بر عليه اعمال کنندگان آن ايجاد خواهد کرد. کارگران جنبش دانشجويي متحد پيگير ما کارگران است، امروز جنبش دانشجويي بيش از هر زمان ديگري پرچم مطالبات انساني ما کارگران را بر افراشته و دانشجويان در لحظه لحظه هاي مبارزات ما کارگران، دوشادوش ما حرکت و جانفشاني کرده اند. آنان بويژه در چند سال گذشته، در هر فرصتي پرچم و پلاکارد حمايت از ما کارگران را بر دوش کشيده و مدافع جسور و پيگير طبقه ما بوده اند. نبايد آنان را تنها گذاشت و بايد به هر وسيله ممکني از دانشجويان حمايت کرد و خواهان آزادي فوري و بي قيد و شرط تمامي دانشجويان در بند شد. اتحاديه سراسري کارگران اخراجي و بيکار با محکوم کردن تعرض به دانشجويان و بازداشت گسترده آنان، خود را متحد جنبش دانشجويي ميداند و خواهان تحقق فوري مطالبات زير است: 1- آزادي فوري و بي قيد و شرط کليه دانشجوياني که تا کنون بازداشت و يا محکوم به زندان شده و دوران محکوميت خود را مي گذرانند 2- آزادي ايجاد تشکلهاي مستقل دانشجويي 3- بر چيدن کميته هاي انضباطي و پايان دادن به احضار دانشجويان به اين کميته ها 4- بازگشت به تحصيل کليه دانشجوياني که تا کنون اخراج و محروم از تحصيل شده اند 5- ممنوعيت ورود نيروهاي امنيتي به دانشگاهها و پايان دادن به تعقيب و آزار و اذيت فعالين و رهبران دانشجويي اتحاديه سراسري کارگران اخراجي و بيکار 16/9/1386 |
||
|
|
|
|
|
خب وقتی امروز به وبلاگ میلیتانت نگاه می کردم و مدتها بود که فکر می کردم می شناسمشون ولی امروز فهمیدم بابا اینجوریا هم نیست ۱-نشریه ای برای جنبش دانشجویی ایران ۲-تشکیل یک قطب سوسیالیستی ۳-ایجاد حزب واقعی طبقه کارگر مورد ۲ و ۳ به هم ربط دارن ولی اولی به بقیه اصلاْ ربطی نداره به خاطر این که این نشریه توی جنبش دانشجویی ایران هیچ پایگاهی نداره اگر نشریه برای جنبش دانشجویی هست پس به قول شما که حزب واقعی طبقه کارگر را باید خود کارگر ها درست کنن چه ربطی به شما و جنبش دانشجویی داره یا این که فکر می کنید این حزب باید از دانشگاه و از درون روشنفکرهای های جامعه بیرون بیاد بالاخره کدومش حزب روشنفکر یا حزب کارگری فقط اینو جواب بدید |
||
|
|
|
|
|
چند روز پیش تو روز نامه خوندم که با کسانی که تو زندگی خصوصی مردم دخالت می کنن و این فیلمهای خصوصی خانوادگی رو پخش می کنن و ... به شدت می خوان بر خورد کنن
واقعاْ که چه آدمهای دارن واسه این کارا قضاوت می کنن و حکم خودشون هر روز می رن خونه مردم دیش و رسیور جمع می کنن میگن چی بپوش و چی نپوش تا دو روز پیش کنترل در حدی بود که کسی اختیار گوش دادن هر نوع موسیقی تو خونه خوش رو هم نداشت حالا این وسط با کی باید برخورد کنن معلوم نیستش واقعاْ |
||
|
|
|
|
|
درود بر دوستان و دشمنان ! مدتی به دلیل مشغله ی کاری و درسی نبودم و متاسفانه نتونستم به وبلاگ خیلی از دوستان سر بزنم ولی خوب امروز برگشتم که دوباره شروع کنم. اما قبل از هر چیز لازم میدونم مواردی رو به دوستانی که لطف میکنند و مطالب رو میخونند و همیشه منو نقد میکنند(تو وبلاگ و محافلی که متاسفانه من حضور نداشتم) و با این کار منو خوشحال میکنند و باعث میشوند که من به سوی اصلاح خودم حرکت کنم و با انرژی دو چندان راه رو ادامه بدم گوشزد کنم. * اینجانب به هیج حزب و دسته و گروهی وابسته نبودم و نیستم ولی با توجه به اعتقادات خودم و خط فکری که دنبال میکنم به دو نفر شدیدا علاقه مندم. فرمانده "ارنستو چه گوارا" و "منصور حکمت" میدونم دوستان همین رو هم نقد میکنند و میگویند که این دو خط فکری های کاملا متفاوتی داشتند. درسته! حق با شماست. ارنستو یک چریک انقلابی با اعتقادات چریکی و مسلحانه بود ولی حکمت یک رهبر (تئوریسین) با اعتقادات کاملا متفاوت! به هر حال من هنوز هم معتقد به جنگ های چریکی هستم ولی در زمان خودش. به نظر من فعلا باید با سلاح قلم مبارزه کرد و باید تا میتونیم بنویسیم. ولی زمانی میرسه که نیاز داریم تا با حمله ی مسلحانه دشمن رو از صحنه پاک کنیم. درباره ی شعارها و پیام هایی هم که در آخر گزارشات یا متن ها مینویسم باز هم اعتراف میکنم که کاملا شخصی هستند و من اصلا به این موضوع فکر نمیکنم که با نوشتن این شعار ها چه کسانی خوشحال میشوند و یا بر عکس! در ضمن پیشنهاد میکنم دوستانی که از مبارزه فقط نقد کردن دیگران و زدن برچسب به این حزب و آن گروه را بلدند یک بار دیگر مقاله ی هدف را گم کرده ايم !!!!!! مطالعه کنند. مرگ یا وطن! arash Guerrilla |
||