|
|
|
|
|
بيان اين مسئله سخت و غذاب دهنده است اما براي جلوگيري از آنچه كه كم كم دارد تبديل به فاجعه مي شود ضروري است. من اين مطلب را بدون در نظر گرفتن ملاحظات ايدئولوژيك، صرفا از موضع يك فعال جنبش دانشجوئي مي نويسم بنابراين خواهش مي كنم هيچكس اين نوشته را به خود نگيرد چراكه من هيچ شخص ويا جرياني را مد نظر ندارم. متاسفانه بسياري از ما نقد ومجادله فكري را با توهين و انگ و تهمت زدن وحريم خصوصي يكديگر را شكستن اشتباه گرفته ايم وعليه يكديگر آنچنان مطالبي مي نويسيم كه كيهان نويسان اينگونه نمي نويسند و بدينوسيله اتشي را شعله ور مي كنيم كه هيزم بيار آن دستگاه امنيتي است و وارد بازي اي مي شويم كه دو طرف درگير در آن شكست خواهند خورد و برنده آن بازي گرداني است كه اين بازي را براي اتلاف انرژي ما و به جان هم انداختن جريانهاي مختلف و صد البته كسب اطلاعات از اين بين طراحي كرده است. واقعا جاي تاسف دارد كه برخي از ما با مشاهده پيامي بي نام و نشان در وبلاگ خويش به سرعت جريان مقابل را متهم مي كنيم و مطالبي در پاسخ به آن پيام مي نويسيم كه بسيار زننده تر از از ان پيام است. ايكاش پيش از انكه در ذهن خود به دنبال اشخاصي كه ممكن است اين پيام ها را با اسم مستعار و يا با جعل اسامي ديگر فعالين نوشته باشند بگرديم ذهنمان را معطوف به اين مسئله بكنيم كه ممكن است نيروهاي امنيتي چنين آشوبي را به پا كرده باشند. اين مسئله بديهي است كه جريانات رقيب بايد به نقد يكديگر بپردازند و همديگر را حلاجي كنند اما بايد به اين نكته توجه كرد كه با نوشتن چند مقاله هيچ شخص وجرياني را نمي توان از صحنه به در كرد بنابراين نبايد طي يك مجادله تئوريك از اين مسير خارج شويم وشروع به تهمت زدن به يكديگر كنيم و مسائلي را مطرح نماييم كه از حيطه انسانيت خارج است. درست است كه ما در قالب هر تفكري كه خود را تعريف كنيم رقيبان بسياري داريم اما در حال حاضر دشمن اصلي در برابرمان است كه غافل شدن از آن و پرداختن به مسائل مبتذلي كه نتيجه اي جز انحطاط فكري ندارد سبب از ميان رفتنمان مي شود.
Homeland or Death |
||